پيام
+
آن شب كه چشم عشق معصومانه تر شد/دريايي صبرم خشك از آه سحر شد/وقتي درددل را به روي عشق بستند/در كوچه ي سرد جدايي دربه در شد/ديگر كسي از او نشاني هم نپرسيد/وقتي كه با آه دل ما همسفرشد/در اين هياهو عشق را هم سر بريدند/بي او دل غمگين ما آوارترشد/روزي كه نعش عشق را در خاك كردند/شعرم پر از درددل و خون جگر شد

آسموني”•.¸فاطمه¸.•”
89/3/25
آبجي كوچيكه
آخي ... كاشكي منم موهاي اين دختره رو داشتم ... اخي ... عروسكش رو // فردا يه ذره ميام پيام رسان بازي ... تا فردا باباي
آسموني”•.¸فاطمه¸.•”
بگو كي ميايي وقت بگيرم اخه سر سيستم وقت نيست نوبتيه :دي
!i!i!iSIAH POOSH!i!i
خوش ميايين ابجي كوچيكه.
آسموني”•.¸فاطمه¸.•”
....
آسموني”•.¸فاطمه¸.•”
جددددددي ميگيييي